در جامعه دینی ایران مالکیت وقفی در کنار مالکیت خصوصی و دولتی همواره جلوهای ویژه داشته است. با بررسی مالکیت شهرهای قدیمی مشخص میگردد که ساختار خدماترسانی عمومی بر دوش نظام وقف بوده و برای پایداری و استمرار خدمت، رقباتی در راستای درآمدزایی وقف گردیده تا نیات واقف عملیاتی گردد. ماهیت ابدی، دائمی و غیر قابل انتقال بودن پدیده وقف سبب گردیده تا املاک وقفی از طوفان ارث و تصرف در طول زمان مصون مانده و اصل مال تا به امروز حفظ گردد. علیرغم این نکته مثبت، رقبات و موقوفات گاه به دلایل مدیریتی یا کالبدی، خود را با شرایط زمان هماهنگ ننموده و اصرار بر حفظ کاربریهای گذشته، فرسودگی کالبدی را هم بر رقبات و هم بر پیکر کالبدی بافت مجاور تحمیل نموده یا به دلایل دیگر از نوسازی خود عقب مانده است. بنابراین، دغدغه کتاب حاضر این است که چگونه و با چه شیوه هایی میتوان موقوفات کشور را به سطحی از درآمدزایی رساند که منشأ رفاه و توسعه گردند؟ بدین منظور با یک لنز و نگاه آسیبشناسانه به موضوع درآمدزایی موقوفات نگریسته و از این رهگذر، چالشهای موجود را شناسایی نموده و برای برونرفت از این چالشها، الگوهای درآمدزایی مطلوب و متناسب با شرایط بومی کشور ارائه گردید.